آخرین اخبار

استاندار محترم استان در جلسه ای که میهمان ویژه جلسه هیأت رییسه دانشگاه در شهریور ماه امسال بود به نقل خاطره ای از شهید مهدی باکری پرداخت.


استاندار این خاطره را اینگونه روایت می کند: « تازه عقد کرده بودم و با کت شلوار دامادی نزد آقا مهدی که در محل سپاه تازه تاسیس ارومیه بودند رفتم در آن زمان آقا مهدی فرمانده سپاه ارومیه بودند.


گویا در آن زمان در بعضی از روستاهای اطراف بارندگی شدید رخ داده و روستاها دچار سیل زدگی شده و راه های ارتباطی شان مسدود شده بود.


 آقا مهدی پشت تلفن صحبت می کرد، مرا نمی دید و می گفت که نفر برای کمک رسانی ندارم همین که مرا دیدند گفت نه صبر کنید یک نفر آمد و برگشت به سمت من و گفت شما می روید دو سه تا بیل مکانیکی از اداره راه و ترابری می گیرید و به آن روستاها می روید و مشکلات راه شان را حل می نماید.


من هم معلم بودم و کار با بیل مکانیکی را بلد نبودم از طرفی کت و شلوار دامادی و گل و لای ...


بالاخره بیل مکانیکی را برداشتیم و با دو سه نفر به آن روستاها رفتیم و تا ساعت چهار صبح درگیر باز کردن راه ها بودیم ساعت 4 صبح که برگشتم آقا مهدی بیدار بودند مرا که دید در آغوش کشید و تشکر کرد؛ لباس راحتی برایم آورد و گفت: لباسهایت را در بیاور و برو بخواب.


صبح که بیدار شدم دیدم لباس هایم شسته شده و روی ربخت آویزان است آقا مهدی گفت تو باید صبح به کلاس می رفتی و با لباس های کثیف و گلی نمی توانستی بروی ..


من آنها را برایت شستم.

_____________________________________________________________________________________

    • آمار بازدید:  امروز:2907  این هفته:32836  این ماه:163401  امسال:1356889